عبد الله قطب بن محيى
453
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
عكوف بر آستان خشوع و انتظار رحمت كشيدن ، با هيچ ديگر كار نداريد و فضولى مكنيد كه فلسفيان از فضولى به هاويه افتادهاند و اگر گشادى نشود ملول نشويد كه دست از كار بازداريد كه خداى عزّ و جلّ غنى است ، ناز بر وى نتوان كرد ، جز سوختن و ساختن و گداختن چاره نيست ، اگر غير باب او بابى بودى ، كسى گفتى چون آن نمىگشايند دست از آن بدارم و آن باب ديگر بكوبم ، اما چون جز باب او بابى نيست جز كوفتن چاره نيست : از مهر تو بگسلد كه را دارد دوست * از كوى تو بگذرد كجا تاند شد اى اخوان ! در اين زودى بسيارى نامهها نوشتهام ، اما اين سخنى نيست كه آخرى دارد ، اگر هزار نامه نويسم هزار و يكم مىخواهد ، چون دارنده روان بود نخواست كه صحبت او را خالى گذارد . اى اخوان ! تفقّد درويشان به طعام كنيد و بدانيد كه هر طعام كه به درويش مىدهيد ، اول در دست خداى عزّ و جلّ مىافتد ، بعد از آن در دست درويش . على ما ورد به الخبر و دلّ عليه قوله تعالى : وَ يَأْخُذُ الصَّدَقاتِ « 1 » و السّلام عليكم معشر الاخوان و رحمة اللّه و بركاته . * * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم مكتوب 190 - [ ما را تابع فرمان مىبايد بود ] من الفقير عبد اللّه قطب الى وليّى فى اللّه الامير محب الملّة و الدين محمدا . نادانان چون خداوندى مر خود و مر جهان ( را ) نمىدانند ، بىپشتند و ضعيف و ترسان و بدگمان ، و هر ناملايمى كه رسيد مىپندارند كه لشكر نيستى است كه سر كرده و اينكان پيوسته افزون خواهد شد تا اين كس را از بيخ و بن بركند ، شياطين در
--> ( 1 ) . سوره توبه ، آيه 104 « و [ خداوند است كه ] صدقات را مىگيرد » .